تبليغاتX
سیب اجباری
 

داشتم تحقیق ۳ سال پیش خودم را که در مورد جرایم و حقوق مطبوعات بود مرور می کردم . با خودم این گونه اندیشیدم که شاید بد نباشد شما را نیز در معرض برخی قسمت های این تحقیق قرار دهم. البته تحقیق خوبی بود که با ترس استاد کلاس حقوقم  هیچ گاه به مرحله ای نرسید که در کلاس به صورت کنفرانس ارائه شود. نکات بسیاری در این تحقیق هست که شاید بعد ها برای دانلود در دسترس شما دوستان قرار بدهم اما دیدم در آستانه ی ۱۳ آبان و برخوردهای وحشیانه ی مزدوران حکومت که دیگر تبدیل به امری عادی و روزمره شده است شاید این تکه ها از روزنامه های ۳۰ سال پیش حرف ما را نیز بزنند :  

 

( ۱۷/۷/۱۳۵۸ روزنامه کیهان ) : نامه ی مجاهدین خلق به احمد خمینی : مگر نگفتیم اسلام ما اسلام ضیاءالحق و ملک فیصل نیست؟ این کدام اسلام است که بدون آمادگی شرایط اجتماعی و فرهنگی دارنده ی یک مثقال هروئین را تیرباران می کند و یاسینی ها را فراری می دهد و شیخ الاسلامی ها را می بخشد؟

( ۲۴/۷/۱۳۵۸ روزنامه کیهان ) : تا دیروز رییس کلانتری شاهنشاهی می گرفت و می زد ، امروز رییس کلانتری جمهوری اسلامی می گیرد و می زند ضمنا پاسدار و کمیته نیز اضافه شده اند. بابا مردم کفری شده اند. آخر باید یک تغییر بدهی . . .

( ۲۵/۱/۱۳۶۰ روزنامه آرمان ملت ) : خطاب به دولت : " این بادیه نشینان تازه به دوران رسیده و پشتیبانان خودباخته ی آنها بدانند که ستیز با فرهنگ ایرانی فرجامی جز آنچه بر دیگران گذشت و همه دیدید و شنیدید نخواهد داشت.

( ۱۱/۹/۱۳۵۹ روزنامه آرمان ملت ) : بدانید اگر قرار بود با چماق و زور کسی حکومت کند قبل از شما آریامهر بود.

( ۲۵/۹/۱۳۵۹ روزنامه آرمان ملت ) : انحصارگران روحانی نما به باور مردم آسیب رسانده اند.

 

 

امروز که صحنه های برخورد وحشیانه ی نیروی مزدور را در برابر مردمی که فقط حرف می زدند دیدم شاید بیش از هر چیز یاد این تیترها و توضیحات و هشدارهای ۳۰ سال پیش افتادم که اگر گوش داده می شد شاید امروز در آستانه ی انقلابی دیگر قرار نمی گرفتیم و شاید اگر خامنه ای و انحصارگران ، کمتر قدرت می خواستند و بیشتر به حقوق مردم می اندیشیدند حالا مردم مثل همین ۳۰ سال گذشته سکوت می کردند اما به شدت متاسف شدم. دوستی می گفت : "خدا کجاست پس؟ " نمی دانم جوابش چیست اما شما کمی در این حکومت این روزها دقیق شوید خواهید دید و فهمید که دستی نامرئی مردم را به سمت اتحاد پیش می برد و مزدوران را به سمت زوال. به وضوح مشخص است. چه می شود که در روز قدس نیروهای ضد شورش این چنین وحشی نیستند ولی در روز ۱۳ آبان به شدت همه را کتک می زدند؟ آیا به جز این است که زوال، دامانشان را سفت چسبیده است و زور بیشتری که می زنند از برای حفظ این تاج و تختشان است؟ حالا من کاری به میزان عقل و هوش نیروهای ضد شورش ندارم که در همه جا نیروهای ضد شورش همین قدر کم عقلند و اصولا کم عقل بودن لازمه ی تحریک انبوه مردم است و این همان چیزی ست که من نامش را می گذارم دست خدا .

پیروزی ۱۳ آبان مشهود بود. درود بر شما همراهان سبز . به امید دیدار در ۱۶ آذر همین سال.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 1:6|